بعد قرنی دولابه آپیدم من!
راستی شلام.خوفین؟خوشین؟سلامتین؟
ای بابا این درسا هم شده عجب مخمصه ای واسه ما!
هی بشین درس بخونی که چی؟آخرش معتاد بشی بیوفتی تو جوب؟؟؟
عجب حرفی زدم
حالا بیخیال.امروز آخرین روز اولین ماهه
یعنی 31 فروردین.چه ماهه باحالی بود.خیلی خوش گذشت
حالا امروزم مثله بقیه روزا به جای درس خوندن نشستم پای کامپولوتر.
یکی نیس بگه آخه بچه خوب.برو بشین سر کارت!ولی کو گوش شنوا
حالا فعلا که دلم گرفته.دست و دلمم به کار نمیره.نیدونم چرا؟
اصلا نمی خوام........یعنی چی همش درس درس؟
مگه ما به جز درس کار دیگه ای نداریم؟(مثلا آپیدن!)
مگه ما دل نداریم؟



آخ جون یه کم خالی شدم.اینم چند تا عکس از جاماندگان وبلاگم
تا بعد


بالایی عکس سیوروس اسنیپ و لی لی بود.آخی...

و حالا از جانماندگان وبلاگم




بالایی رو نمی دونم جزو کدوم دسته بزارم

اینم عکس نازی از رون و هرمیون و یادی از خاطرات گذشته
(هرمیون چقدر خوش تیپه!
)
فعلا